محمد مهدى ملايرى

361

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مىگردد و از آنجا با شتاب و تسبيح‌گويان به كوه مقابل بالا مىروند و در آنجا تيراندازى مىكنند و باز به مقام شيخ عادى برمىگردند و چاووشى هم در جلو آن‌ها به بازىهاى مختلف مىپردازد و چون اين اعمال كه همه جزء اعمال و تشريفات دينى است تمام شد ، همهء پولهايى را كه جمع شده نزد امير مىبرند و او به هريك به فراخور حال و مقامش مبلغى مىدهد و بقيه را براى خود برمىدارد . از اين گذشته يك اجتماع ديگرى هم در « عيد حج » دارند و آن اين است كه همه به كوهى كه آن را « كوه عرفات » مىخوانند بالا مىروند و كسىكه زودتر از همه به مكان معينى از اين كوه برسد حج او مقبولتر از ديگرى است ، و به همين‌ترتيب يكى پس از ديگرى به نسبت توانايى و چابكى خود پس و پيش به آنجا مىرسند . و هم‌چنين سنّت ديگرى هم دارند كه مخصوص « كوچك‌ها » و « فقرا » و مومنين آن‌ها است و آن به دين ترتيب است كه هريك طنابى به گردن بسته ، و به كوه مىروند و در آنجا هيزم جمع مىكنند و به پشت خود مىنهند و به مقام شيخ عادى مىبرند و باز از آنجا آن را با پشت خود به مطبخ امير مىرسانند و معتقدند كه اين كار را ثوابى بزرگ است .